غزل
غزل (غزل ۹۵)

لحظه ای نیست که خارج شوی از افکارم
دوست دارم که دلم را به دلت بسپارم
دفترم پر شده از شعر و غزلهایی که
از لبت ریخته بر خط به خط اشعارم
اخم هم خاته ی ابروت نباشد کافیست
تا به قدر غزلی سکه شود بازارم
این غلط نیست اگر فکر کنی بارانم
وقت دیدار تو از شوق غزل می بارم
چادر مشکی تو ساعتی از نیمه شب است
تا سحر در رصد ماه رخت بیدارم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:47 توسط امیر سهرابی
|
اي كه در رهگذرت راهي اين ساماني