غزل (غزل۱۰۰)

مثل رنگ آمیزی گلهای وحشی در چمن

 

دامن گلدارتان زیباست با این پیرهن

 

شهر ما با بودنت دار المجانیین می شود

 

وقت اینجا آمدن عطرجدیدت را نزن

 

چادر مشکی سرت کن رنگ روشن تن نکن

 

هم خودت راحت تری هم مردهایی مثل من

 

چشم هایت مثل باروت است پس محتاط باش

 

پلک هایت سنگ چخماخ است پس چشمک نزن

 

دست در ابرو نبر طول کمان را کم نکن

 

می کشد این ها مرا ابرو کمان ترکمن

 


۱۰۰ تا

خیلی زود گذشتا

یاد قیصر افتادم

و نا گهان چقدر زود دیر می شود