غزل (غزل 111)

تیغ سرمای تو با آن لبه ی تیز رسید


اول عید از آن سهم به ما نیز رسید


طاقتم تاخت شد انقدر صبوری کردم


کاسه صبربه بی صبری لبریز رسید


سبزی خاطره های تو به زردی گروید


تیزی داس به زیبایی  شالیز رسید


تک تک خاطره ها از لب تیغ تو گذشت


لشگر روس به دروازه تبریز رسید


مزد عاشق شدنم ریختن برگم بود


اولین عیدی امسال به پاییز رسید