غزل
غزل (غزل 123)

صحنه پر از نگاه بدون کلام بود
اینجا سکانس اول فیلمی درام بود
از یک سلام ساده به اینجا کشیده شد
دل دادنم به سادگی یک سلام بود
مغرور ،با وقار، نجیب و خجالتی
از هر لحاظ حجب و حیایش تمام بود
از یک طرف هوایی آقای کربلا
از یک طرف فدایی بانوی شام بود
هر وقت باد با قدمش هم مسیر بود
چادر سیاه پشت سرش در خرام بود
معجون پاک بودن و شیرینی و حیا
بر زخم های جان و تنم التیمام بود
وقتی فرشته ای دل من را ربوده بود
دل دادنم به سادگی یک سلام بود
---------------------------------------------------------------------------------------------------
سادس اما تقدیم به شاه بیت غزل های زندگیم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:27 توسط امیر سهرابی
|
اي كه در رهگذرت راهي اين ساماني