غزل
غزل (غزل 122)

تا حیاط خاطراتم سهم و جولانگاه توست
خاطرت جم خاطرم همواره خاطره خواه توست
چاییی یخ کرده با تو مثل چای دشلمه است
لذت هر لحظه اش از بودنم همراه توست
آسمان چتر خیالم را گرفت و ابر شد
نم نم باران زد انگاری دلیلش آه توست
نقشه ام این روزها تنها به یک جا میرسد
هر کجا پا میگزارم آخرش در راه توست
مثل موسی نیل تنهایی مان را باز کن
رد شدن از نیل غم محتاج بسم الله توست
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10:14 توسط امیر سهرابی
|
اي كه در رهگذرت راهي اين ساماني