غزل (غزل 124 )

مهرت از وقتی که با نازش به قلب من نشست


عقل در را روی عشقت بست اما دل نبست


توبه کردم از تو اما باز وقتی دیدمت


توبه ام دسپاچه شد ، لرزید و افتاد و شکست


با سلام تو مشخص شد لغت ها مسکردند


جرعه ای احوال پرسی ، کرد من را مست مست


زندگی همراه تو{ مجموعه ی لبخند و غم}


زندگی بی تو پرانتز باز (...خالی ...) بسته است 


طعم شیرن بعد تلخی بیشتر رخ می کند


خوب شد قاپ دلت را سخت آوردم به دست