غزل (غزل 129)

آئینه تزئین شده با شیشه و کاشی


روبند بینداز که مشکل نتراشی


تو علت لرزیدن دست و ،دل شهری


معلول تو است این همه جنجال وحواشی


تغییر زمان تابع نسبیت محض است


فرق است اگر باشی و وقتی که نباشی


در راه رسیدن به تو از عقل گذشتم


از عقل که  نه خیریه ی سنگ تراشی


تنهایی من کاخ مخوفیست که شاید


با زلزله ی عشق تو گردد متلاشی