غزل (غزل 152)

چشم سرخم شد اناری در میان اشک ها

 

کاسه ی خونیست جاری در میان اشک ها

 

پلک هایم پا به ماه اتفاق تازه ای ست

 

می رسد روزی بهاری در میان اشک ها

 

آروز کردن برای ما جوانان عیب نیست

 

"ما دو تا " شاید قراری در میان اشک ها

 

دست دارد هرکه در دنیاست در دوری ما

 

گمشده دریا، کناری در میان اشک ها

 

دختران دم بختیم همه منتظریم

 

تا بیاید تک سواری در میان اشک ها

 

این طرف من آن طرف من موعد دیدار ما

 

رد شده از کارزاری در میان اشک ها