غزل
غزل (غزل 153)

بسم رب الفاطمه سال جدید رو با نام مبارک ام ابیها شروع می کنیم
انتخابم کردی و از جمع مثتثنی شدم
ذره ای بودم که با رخشیدنت پیدا شدم
سر فرازیی من از عشق سبب می گیرد
قطره ای بودم تنزل کردم و دریا شدم
زندگی بی مهر تائید تو بی معناست، عشق
مهر تو بر سرنوشت م خورد تا معنا شدم
زال بودم از پر قنداقه ام سیمرغ عشق
با پرت پرواز یادم داد و بی پروا شدم
سوی چشمان مرا گرد و غبار از من گرفت
کور بودم اسم زهرا آمد و بینا شدم
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 15:19 توسط امیر سهرابی
|
اي كه در رهگذرت راهي اين ساماني