غزل (غزل 153)

بسم رب الفاطمه سال جدید رو با نام مبارک ام ابیها شروع می کنیم 


 

انتخابم کردی و از جمع مثتثنی شدم

 

ذره ای بودم که با رخشیدنت پیدا شدم

 

سر فرازیی من از عشق سبب می گیرد

 

قطره ای بودم تنزل کردم و  دریا شدم

 

زندگی بی  مهر تائید تو بی معناست، عشق

 

مهر تو بر سرنوشت م خورد تا معنا شدم

 

زال بودم از پر قنداقه ام  سیمرغ عشق

 

با پرت پرواز یادم داد و بی پروا شدم

  

سوی چشمان مرا گرد و غبار از من گرفت

 

کور بودم اسم زهرا آمد و بینا شدم