غزل
غزل (غزل ۵۳)

دلگیرم و دلتنگم و دل سرد و دل آشوب
فر مانده ی شرمنده ی یک لشگر مقلوب
فرعون به گل مانده ی افسانه ی نیلم
هر بار شود گوشه ی چشمان تو مرطوب
شیرنی خرما ، عسل و شهد زیاد است
اما نه به اندازه ی لبخند تو مطلوب
چشمان تو فیروزه و لبهات عقیق است
احسنت به دستی که تراشیده تورا خوب
+ نوشته شده در شنبه ششم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 18:21 توسط امیر سهرابی
|
اي كه در رهگذرت راهي اين ساماني