بحرین

 

با غم برادر خوانده ام با اشک همزاد

آتشفشانی خفته دربالین فریاد

 

انبار باروتم کنارِ کوه آتش

بغضی که روزی میشود از بند آزاد

 

طوفان نوحی که اگر بالا بگیرد

با موج خشمش میکند از ظلم بنیاد

 

دریای خونم داغ مروارید دیدم

در یک صدف از لاشه ی  بحرینِ آباد

 

صبر خدا از صبرمردم بیشتر بود

در غیر این صورت عذابی میفرستاد

...

 

لشگر ابرهه ازسوی حجاز آمده است