غزل (غزل ۸۹)

 

چای ها با خنده ات شیرین و پر هل میشود

 

شهد ها با  اخم تو زهر هلاهل می شود

 

دامنت با باد می رقصد لباست با نسیم

 

روسری را شل کنی این رقص کامل می شود

 

جمع بیت قبلی و شرم و حیایت مشکل است

 

هر کسی حلش کند حل المسائل می شود

 

مادرم می گوید این دختر طلسمت کرده است

 

فکر کرده سحر تو با آب باطل می شود

 

عشق  ورزیدن  به تو واگیر دارد ، مسری است

 

تا کسی پیشت بشیند زود ناقل می شود

 

 


تو

سردرد شروع شد

تو

سر درد تموم شد

باقیشم طلبتون